عزت‌الله فولادوند: مترجم مؤلف، دوست خوب من

نخستین ترجمة فولادوند در سال 1348 منتشر شد: گریز از آزادی. این ترجمه در سال 1350 برندة جایزة ترجمة ممتاز یونسکو در رشتة علوم اجتماعی شد، و به تازگی چاپ شانزدهم آن به بازار نشر آمده است. فولادوند به هنگام انتشار این ترجمه 34 ساله بود. مقدمة 12 صفحه‌ای این کتاب توجه من را بسیار جلب کرد. چند سطر از آن مقدمه را پس از چهل و سه سال با هم بخوانیم:

کتاب حاضر دادخواستی است که عناصر مخالف با رشد و پرورش انسان و انسانیت را در جهان ما به پای محاکمه‌ می‌کشد و از آنجا که نخستین شرط تحقق مردمی و اعتلای آدمی آزادی است، کوشش اصلی آن بر پرده برانداختن از دشمنان آزادی متمرکز می‌گردد. اما ترکتازی خودکامان و هیاهوی عوا‌م‌فریبان و شگفت‌کاری عیاران و ساده‌دلی مردمان در طی قرون چنان بوده که کشف معمای راستین آزادی اگر محال نباشد، به دقت و امانت نیازمند است.

 

و گویی فولادوند در همان زمان عهد کرد و سال‌ها کوشید، با دقت و امانت، با ترجمة‌ آثار ارزنده‌ای عمدتاً در حوزة علوم اجتماعی (فلسفه، سیاست، و ...) به فارسی‌زبانان کمک کند تا آن معما را کشف کنند.

فولادوند در کتاب‌های بعدی نیز سنت حسنة مقدمه‌نویسی را پی‌گرفت. او هیچ‌گاه خواننده را در برهوت ناآگاهی‌ها و در میان زمین و‌ آسمان رها نکرد. چند و چون مقدمة 122 صفحه‌ای او بر کتاب فلسفة کانت (1367) مدت‌ها بر سر زبان‌ها بود. زمانی که فولادوند برای نوشتن این مقدمه صرف کرده (به گفتة خودش 6 ماه) بیش از زمانی بوده که برای ترجمة‌ کتاب اشتفان کورنر گذاشته است. مقدمه‌ای مفصل هم بر کتاب در سنگر آزادی (فریدریش فون هایک، 1383) نوشته است. او در این مقدمة پنجاه و پنج صفحه‌ای هایک و اندیشه‌هایش را، به خواننده معرفی می‌کند. همین‌طور است مقدمه‌‌هایش بر خشونت (هانا آرنت، 1359)، به یاد کاتالونیا، و هجرت اندیشة اجتماعی (هنری استیوارت هیوز).

علاوه بر این مقدمه‌ها، او با توضیحات همیشگی‌اش در پانوشت‌ها و پی‌نوشت‌های ترجمه‌ها دست خوانندة آثارش را می‌گیرد. او خواننده را در میان جنگلی از مفاهیم و اسامی ناشناخته رها نمی‌‌کند. به خودش زحمت می‌دهد، و با ارائة توضیحاتی روشنگر، به یاری خواننده می‌آید. او همة‌ این کارها را می‌کند تا، به گفتة خودش، «حاقّ معنا» را به خواننده منتقل کند. او مترجمی است که خود را در برابر خوانندگانش مسئول می‌بیند، برای خوانندگان ترجمه‌هایش وقت می‌گذارد، برای آنها احترام قایل است، رفع تکلیف نمی‌کند.

فولادوند مترجمی صاحب سبک است، نثری فاخر دارد، ولی نثرش متکلّف نیست. اگر در سینما «سینماگر مؤلف» داریم، فولادوند هم «مترجم مؤلف» است. او مترجمی است که، به گفتة خودش، از افراط و تفریط می‌پرهیزد، و همین سبب شده است که ترجمه‌هایش، با همة سنگینی و گاه غرابت موضوع و مضمون آنها، برای خوانندة فارسی‌زبان، به لطف ترجمه‌های ممتاز او، پرخواننده باشد؛ و چه بسیار هستند تدریس‌کنندگان دانشگاه‌ها که، طبعاً بدون اینکه نام او را بیاورند، این آثار را در کلاس‌هایشان تدریس می‌کنند، و چه بسیار دانشجویانی که با خواندن این آثار بر مشکلات درس‌هایی که استادان امروزی دانشگاه‌ها ناتوان از بازگشودن آنها هستند، چیره می‌شوند.

و نکتة دیگر دربارة‌ مترجمی که بسیار بیش از اینها باید درباره‌اش نوشت و گفت این است که به عنوان سردبیر فصلنامة نگاه‌نو هنگامی که ترجمه‌ای از عزت‌الله فولادوند دریافت می‌کنم تردید ندارم که این ترجمه در کمال تسلط مترجم بر موضوع مقاله، و بر زبان انگلیسی (زبان مبداء) و به زبان فارسی (زبان مقصد) آماده شده و او برای منتقل کردن پیام نویسنده به خوانندگانش ذره‌ای کوتاهی نکرده است. چهل و سه سال زندگی با ترجمه‌های فولادوند، و برخوردار بودن از همکاری نزدیک او به مدت بیست‌ویک سال، این اطمینان را در من ایجاد کرده است.

و سخن آخر را نیز دربارة عزت‌الله فولادوند بگویم که او یکی از دوستانی است که در سخت‌ترین روزهای زندگی‌ام همراه و همدل من بوده‌‌اند. در ششم تیرماه 1385 مهتاب من از جهان خاکی ما پرواز کرد. آن روزهای سراسر اندوه و ماتم را که برایم غمی ماندگار و افسردگی ژرف در پی‌آورد و با دلی شکسته و خاطری دردمند در چگونگی ادامة زندگی درمانده بودم، تنها به پشتگرمی صمیمانة دوستانی تاب آوردم که یکی از مؤثرترین آنان عزت‌الله فولادوند بود. او دست‌کم یک سال تمام، هفته‌ای سه ـ چهار بار، با من سخن گفت و کوشید که کورسوی امید را در من زنده نگه دارد و شعله‌ور کند و بر تحمل‌پذیری‌ام بیفزاید. این توجه و مراقبت در تمامی شش سال گذشته برقرار بوده است. من امروز به او و دیگر دوستانم مدیون هستم.

آقای فولادوند عزیز، باز هم به ترجمه‌های امین و ممتاز شما نیاز داریم.

چهارم تیرماه 1391

تهران

 این نوشته در مجلة مهرنامه، شمارة 26،‌ آذرماه 1391 منتشر شده است.

/ 1 نظر / 17 بازدید
زینی

با سلام و تشکر از شما بخاطر متن زیبایتان درمورد جناب آقای دکتر عزت الله فولادوند. با عرض پوزش من یه سوال از خدمتتان داشتم. من خیلی دنبال یه آدرس ایمیل از آقای فولادوند گشتم اما پیدا نکردم . حال که این متن رو در وبلاگ شما دیدم احتمال دادم شما آدرس ایمیل ایشان رو داشته باشید. میشه از شما خواهش کنم که در این مورد به بنده کمک کنید من کار واجب با ایشان دارم. ممنون میشم راهنمایی کنید. با سپاس مرادی