گفت‌وگو با روزنامه شرق، درباره مسائل فوتبال ایران ( ٣٠ اردیبهشت ١٣٨٩)

 

 

گفت‌وگوی امیرحسین ناصری با علی میرزائی

فوتبال دولتی مغایر است با مردمسالاری در فوتبال

او هنوز هم مثل همان صبح روز زمستانی سال 1378 است. امیر عابدینی مدیرعامل آن روزهای پرسپولیس همیشه معتقد بود جنگ مالکیت پرسپولیس یک سرآغاز داشت و «او» بود؛ او و نشریة پرسپولیس که از همان صبح روز زمستانی متولد شد. در را گشود، بیرون آمد با پیراهن آبی بر تن. دست جلو آورد و سلام کرد. او هنوز همان‌گونه است که در همان صبح روز زمستانی بود. طرف مقابل که صحبت می‌کند ابروها را گره می‌کند به سمت میانة چهره، پلک نمی‌زند و گاهی اوقات روان‌نویس یا خود‌نویس مورد علاقه‌اش را برمی‌دارد و روی کاغذهایی که اغلب سمت راست آن «علی میرزایی» نقش بسته، یادداشت می‌کند. نبرد مالکیت پرسپولیس از آن روزی آغاز شد که دو مدیر مورد اعتماد حسین محلوجی به شکاف عمیقی در نگاه و دیدگاه اقتصادی و حیات پرسپولیس رسیدند. عابدینی ادامة حیات قرمزهای تهران را در گرو واگذاری آن به نهادی اقتصادی می‌دانست و میرزایی به توان پرسپولیس برای خودگردانی معتقد بود. این‌گونه شد که حوزة هنری و زم وارد شدند و بعد جواد طوسی به عنوان قاضی و سازمان تربیت بدنی برای احقاق حق مردم. نتیجه را کسی نیست که نداند. پرسپولیس با تراز مالی که منفی نداشت واگذار شد و امروز بدهی ارمغان دولت است از آن هیاهوی سال‌های 1379 تا 1381. ایده‌های مردی که می‌‌خواست پرسپولیس بزرگ بسازد، ماند. تا اینجا که ایستگاه استیل‌آذین است.

مدیر کل فرهنگ، هنر و ورزش در سازمان برنامه و بودجه، معاون اسبق شرکت ملی فولاد، قائم‌مقام رئیس مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی، معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی، مشاور رئیس بانک مرکزی و ... اینجا همان‌طور، مثل همان صبح روز زمستانی، ابروها را گره کرده، به عینک دست نمی‌زند، تکان نمی‌خورد تا حرف‌های من تمام شود. سال‌هاست دیگر نشریة پرسپولیس وجود ندارد. اما او هنوز معتقد است حرفه‌ای‌ترین نشریة ورزشی ایران را همراه گروهی جوان منتشر کرده است. مجلد تمامی شماره‌های آن در دفتر نشریه‌ای است به نام نگاه‌نو.

او سربرگ‌های «علی میرزائی» را کنار می‌گذارد و گره‌های ابرو را باز می‌کند.

امیرحسین ناصری

 

*اگر موافق باشید از پروژه‌ای شروع کنیم که به خاطر آن به استیل‌آذین آمدید.

از همان ابتدا که در پرسپولیس بودم، چه به عنوان مشاور، چه رئیس هیات‌مدیره یا مدیرعامل، نظرم این بود که سهام باشگاه را به مردم عرضه کنیم و مردم در مدیریت باشگاه مشارکت کنند. مدیران فعلی باشگاه پرسپولیس معتقدند تیم‌شان 20 میلیون هوادار دارد. استقلال هم همین ادعا را دارد البته با کمی تفاوت در آمار، فرض کنید 15 میلیون. تراکتورسازی هم 17، 18 میلیون نفر و بنابر ادعایی حتی بیش از پرسپولیس هوادار دارد. اصلاً فرض بگیرید 30 میلیون نفر از جمعیت ایران هوادار این تیم‌ها هستند. سوالی که همیشه برای من مطرح بوده این است که این جمعیت چگونه و به چه شکلی هواداری خودشان را عینیت می‌بخشند؟ آیا کسی که صندلی استادیوم را می‌شکند طرفدار است؟ کسی که شیشه اتوبوس می‌شکند، طرفدار است؟ کسی که چاقو برای دایی می‌کشد، طرفدار است؟  اصلاً طرفدار یعنی چه؟ باشگاه‌های ما باید مکانیسمی داشته باشند که طرفدار را بتوان در آن معنی کرد. وقتی مدیرعامل پرسپولیس بودم و بعد از آن هم شاهد بودم که از طرفداران به عنوان وسیله‌ای برای فراری دادن عده‌ای و بی‌احترامی کردن استفاده می‌کنند. ضمن اینکه آن طرفداران البته تیم خودشان را عاشقانه دوست دارند ولی این وضعیت ما را به سعادت نمی‌رساند. ما باید به شیوه‌ای بیندیشیم؛ کاری که مثلاً در انگلستان کرده‌اند که بین تماشاگر و زمین چمن هیچ حصاری نیست. نه خندق کنده‌اند، نه حصار کشیده‌اند و نه هیچ چیز دیگری، ولی کسی از جایش بلند نمی‌شود برود داخل زمین. دلیل هم دارد. کسی که داخل ورزشگاه اولدترافورد نشسته، خودش را در چمن زمین هم سهیم می‌داند. برای اینکه سهامدار آن باشگاه است. ما باید راهی پیدا کنیم که مردم در عمل و نه حرف نشان بدهند که طرفدار یک باشگاه هستند. به نظرم راهی جز سهامی عام شدن باشگاه‌های ما برای این مساله وجود ندارد. هوادار باید کارت داشته باشد و کارت هواداری به کسی تعلق بگیرد که حداقل 100 سهم از سهام باشگاه را بخرد.

90 درصد تماشاگران ما نوجوان و جوان هستند. تماشاگران ما را مقایسه کنید با تماشاگران رئال‌مادرید، بارسلونا، منچستر، اینترمیلان و... آنجا خانواده روی سکوها می‌نشیند. گاهی اوقات سه نسل از تماشاگران کنار هم نشسته‌اند. در ورزشگاه ما این‌طور نیست. ما تماشاگران نوجوان را به ورزشگاه می‌آوریم برای سوءاستفاده و ابلاغ حرف‌هایی که برخی مدیران یا مربیان از طریق لیدرها به این نوجوانان معصوم که اکثراً هم از خانواده‌های حاشیه‌نشین شهر هستند، منتقل می‌کنند. برای شیر سماور و بنز خاور و حیا کن و رها کن.

*خب شما در استیل‌آذین چه کار کرده‌اید؟

آقای هدایتی مایل است سهام باشگاه استیل‌آذین به مردم عرضه شود. این کار بسیار دشواری است. به این دلیل که استیل‌آذین اولین باشگاه ایرانی است که می‌خواهد این کار را بکند.

*اولین مشخصه شرکت یا جایی که می‌خواهد سهام‌اش از طریق بورس یا فرابورس عرضه شود، تراز مالی مثبت است. کدام باشگاه ما تراز مالی مثبت دارد؟ یعنی شما در استیل‌آذین تراز مالی مثبت واقعی دارید؟ طرفدار شما سهام زیان‌ده می‌خرد؟

نباید این‌طور باشد. 300، 400 شرکت سهامی عام در بورس هستند. حالا ممکن است یک سال تراز مالی مثبت نداشته باشند ولی همیشه این‌طور نیست. برای ورود به بورس باید تراز مالی مثبت داشت.

*چقدر مثبت؟

چقدر ندارد. باید مثبت باشد.

*ولی طبق قوانین شما باید چند سال متوالی تراز مالی مثبت داشته باشید تا بتوانید وارد بورس شوید.

سه سال برای بورس. ولی ما فعلاً قصد داریم وارد فرابورس شویم، شرایط فرابورس ساده‌تر است. مکانیسمی وجود دارد که شرکت‌هایی که می‌خواهند وارد بورس شوند ابتدا در فرابورس با شرایط ساده‌تر وارد می‌شوند.

*اتاق تحت نظر؟

دقیقاً. همین استیل‌آذین امسال به خاطر اسپانسر و... درآمد دارد مسلماً اینها هزینه‌های استیل‌آذین را نمی‌پوشاند. ولی نکته مهمی اینجا هست. ما باشگاه استیل‌آذین را وارد بورس نمی‌کنیم. ما شرکتی را وارد بورس می‌کنیم به نام «استیل‌آذین ایرانیان». این شرکت چندین و چند فعالیت انجام می‌دهد که یکی از آنها اداره باشگاه ورزشی استیل‌آذین است. امروز نمی‌توانید و نباید باشگاه‌های بیمار ایران را به طور مستقیم وارد بورس کنید. امروز هیچ باشگاهی در ایران تراز مثبت ندارد، حتی درآمد ندارد. استیل‌آذین ایرانیان یک زیرمجموعه دارد به نام باشگاه استیل‌آذین که ویترین شرکت هم هست. حالا این تیم طرفدار هم دارد.

*منظور شما همان طرفدارانی است که به ضرب ساندویچ و ساندیس به ورزشگاه می‌آیند؟

نه. وقتی شما طرفدار ندارید باید اینها را به یک شیوه‌ای جذب کنید. حالا اگر این طرفدار را بیاورید، از او پذیرایی هم بکنید که وسیله تشویق باشد، کار بدی نیست. اگر طرفدار را بیاوریم، پذیرایی نکنیم و وی را ابزاری برای فحش دادن هم بکنیم، ایراد دارد. استیل‌آذین هم مثل خیلی تیم‌های دیگر طرفدار به تعداد چشمگیر ندارد و باید برای خودش طرفدار بسازد. یکی از راه‌هایش این است که تیم خوبی داشته باشد و از بازیکنان محبوب و معروف هم استفاده کند. این کار را استیل‌آذین انجام داده است. یادتان باشد اولین سال حضور استیل‌آذین در لیگ برتر بود. دیگر اینکه تیم باید برود جایی که توان بالقوه برای طرفداری وجود دارد. اقداماتی در این زمینه شده است که اجازه بدهید تا زمان اتمام کارها در موردش صحبت نکنم. صباباتری تا زمانی که در تهران بود دو نفر هم تماشاچی نداشت، از وقتی به قم رفته 10، 15 هزار تماشاچی دارد. پاس همدان یا پیکان قزوین به همین ترتیب. به نظرم این تصمیمات خیلی خوبی بوده، هر چند ظاهری. حرفم را کامل کنم؛ قرار نیست باشگاه به طور مستقیم وارد بورس شود. شرکت استیل‌آذین ایرانیان وارد بورس می‌شود که ویترین‌اش باشگاه است. مراحل کارش در بورس و ثبت شرکت‌ها انجام شده است. اطلاعیه پذیره‌نویسی‌اش هم در مطبوعات منتشر شده و پنج درصد سهام‌اش نیز پذیره‌نویسی شده است. مردم سهام آن شرکت را می‌خرند. این شرکت قطعاً سودآور است و مردم سود می‌گیرند.

*این پنج درصد به چند سهم تقسیم شده بود؟

پنج هزار سهم. پنج نفر هر کدام هزار سهم. این یک مرحله قانونی بود که باید طی می‌شد برای واگذاری اصلی.

*فکر می‌کنیم استیل‌آذین وارد بورس شد. چه نتیجه‌ای از آن انتظار دارید؟ فقط بحث هواداری است؟

نه.

*سال‌هاست همه می‌گویند باشگاه‌های ما وارد بورس شوند. ایرادای ندارد ولی وارد بورس شوند که چه بشود؟

صحبت از ورود به بورس نبوده. صحبت از خصوصی‌سازی به طور کلی بوده که یک راهش به مزایده گذاشتن و فروختن کلیه سهام به یک نفر است اما باشگاه‌های ما که نمی‌توانند وارد بورس شوند. فرض کنید تمامی قوانین عوض شد و اینها وارد بورس شدند، مگر مردم بی‌فکرند که سهام یک شرکت زیان‌ده را بخرند؟ 99 درصد باشگاه‌های ما دولتی‌اند و در هر سال میلیاردها تومان از درآمدشان را، به زیان کارگران و کارمندان‌شان، برای فوتبال هزینه می‌کنند. این کار هیچ سودی هم ندارد. اصلاً معلوم نیست با این شیوه ما چرا مسابقه و لیگ فوتبال داریم. هر سال که مسابقات تمام می‌شود این جمله شکسپیر را تکرار می‌کنم که «هیاهوی بسیار برای هیچ». استیل‌آذین یک مجموعه خصوصی است؛ زیرمجموعه‌ای از یک بنگاه اقتصادی. این مجموعه اقتصادی وارد بورس می‌شود. این فرق دارد با باشگاه‌های دولتی.

*من هنوز جواب سوالم را نگرفته‌ام. وقتی یوونتوس و منچستر و باشگاه‌های دیگر وارد بورس می‌شوند، دلیل دارد. آنها خودشان کارخانه بزرگ پولسازی هستند. یک مجموعه فعالیت اقتصادی دارند...

آن فوتبال کلاً فعالیت اقتصادی است.

*خب ما که در استیل‌آذین نمونه آنها را نداریم. سوال من این است، اگر استیل‌آذین همراه شرکت بزرگ اقتصادی وارد بورس شود، برای چه سود و منفعتی است؟

از نظر من فوتبال یک فعالیت اقتصادی است. باشگاه رئال‌مادرید که فقط مسابقه نمی‌دهد. رئال یک برند است که هزار فعالیت اقتصادی با آن انجام می‌شود. ما هم باید این کار را بکنیم. برای خروج فوتبال از بن‌بست باید به عنوان یک فعالیت اقتصادی به آن بنگریم. آخر سال هم ببینیم سود کرده‌ایم یا زیان داده‌ایم. سرمایه‌گذار می‌تواند با سرمایه‌اش یک کارخانه ذوب‌آهن تاسیس کند، یا در فوتبال سرمایه‌گذاری کند. این تیم فوتبال باید کار همان کارخانه را انجام دهد.

*به نظر خودتان می‌تواند؟

باید بتواند. دیگران همین کار را کرده‌اند. باید بسترهایش را دولت فراهم کند. ما می‌ترسیم و انجام نمی‌دهیم، به همین دلیل هم فوتبال شده مرکز هزینه مقوله دموکراسی یا همان مردم‌سالاری در فوتبال از همین مرحله آغاز می‌شود. مردم باید عملاً و با مکانیسم‌های شفاف و علمی مشارکت کنند و در مدیریت نیز، بر پایه قانون، حضور داشته باشند. فوتبال دولتی مغایر است با مردم‌سالاری در فوتبال. شنیدم پارسال آقای علی‌آبادی گفتند 250 میلیارد تومان برای فوتبال خرج کرده‌ایم. این 250 میلیارد را در هر کار اقتصادی یا فرهنگی سرمایه‌گذاری می‌کردیم، حتماً بازدهی داشت. الان در ورزش چه بازدهی دارد؟ این پول را اگر در بخش فرهنگ هزینه می‌کردیم این بخش را به اوج می‌رساند. بازده معنوی هم داشت. رضایت خاطر جامعه فرهنگ و هنر کشور را هم بالا می‌برد ولی در ورزش فوتبال چه ثمری داشته است؟

*خیلی‌ها معتقدند نیمی از آن گم می‌شود.

نصف‌اش که گم می‌شود. قرارداد بازیکن طوری تنظیم می‌شود که سردرنمی‌آوریم آخرش چه رقمی داده شده و چه رقمی دریافت شده.

*در استیل‌آذین مشکل قراردادها وجود دارد. قرارداد بازیکنان در اغلب باشگاه‌ها با چند رقم متفاوت و در برگه‌های مختلف منعقد می‌شود. یکی برای اداره مالیات، یکی برای ورزشکار، یکی هم برای هیات فوتبال. اغلب رقم‌ها با هم نمی‌خواند. به این ترتیب هیچ تراز مالی را نمی‌توان سند واقعی قرار داد.

اگر بخواهم شرافتمندانه جواب بدهم باید بگویم نمی‌دانم. دلیلی هم ندارد دنبال‌اش باشم. اعضای هیات‌مدیره استیل‌آذین نماینده سهامداران که نیستند که از مدیران باشگاه بخواهند جزییات امور را هم گزارش بدهند. اگر باشگاه به این سو برود که پنج سهامدار عمده، یا پنج گروه سهامدار عمده داشته باشد و اینها هر کدام یک نماینده معرفی کنند، اعضای هیات‌مدیره می‌شوند نماینده سهامداران. منصفانه بگویم که آقای هدایتی اغلب تصمیمات را به هیات‌مدیره ارجاع می‌کند و هیات‌مدیره پس از بحث و بررسی فراوان، با رای‌گیری، تصمیم‌گیری می‌کند اما این هیات‌مدیره که نماینده سهامداران نیستند. ما دعوت شده‌ایم از سوی آقای هدایتی. در واقع ما مشاوران ایشان هستیم که البته ایشان به ما به عنوان عضو هیات‌مدیره می‌نگرد و ما سمت‌‌هایمان را خیلی جدی گرفته‌ایم و کار می‌کنیم. ضمن اینکه من به خودم اجازه نمی‌دهم به باشگاه بروم که ببینم آقای کریمی، کعبی، مهدوی‌کیا و سه قرارداد دارند یا دو تا. اما می‌دانم در باشگاه‌های دولتی این اتفاق می‌افتد. دلیل هم دارد. برای اینکه شنیدم وزارت صنایع سال گذشته برای قراردادها سقف گذاشته بود. اگر باشگاه‌های صنعتی ما می‌خواستند آن را رعایت کنند بسیاری از بازیکنان‌شان را از دست می‌دادند به همین دلیل با شیوه دیگری مشکل را حل کردند. این را البته شنیده‌ام و علم قطعی ندارم.

*ایراد اصلی اینجا است. شما خصوصی هستید و وارد بورس شده‌اید. یک ریال هم در تراز مالی شما اهمیت دارد. در آن سو باشگاه‌هایی داریم که 700 میلیون به فلان بازیکن‌شان می‌دهند، سال آینده هم مبلغ را می‌کنند یک میلیارد. برایشان هم مهم نیست ولی برای شما مهم است. اینکه نشد رقابت. شما قطعاً شکست می‌خورید؟

همین‌طور است که شما می‌گویید. مثل همین در فرهنگ هم هست. یک نشریه دارید در بخش خصوصی و یک نشریه در بخش دولتی. آن نشریه دولتی اصلاً نگران زیان و فروش و آگهی نیست ولی برای بخش خصوصی تامین یک ریال هم مهم و لازم است. قبول دارم ولی کاری که استیل‌آذین انجام می‌دهد باید دولت را هوشیار کند. اصلاً دلیل اینکه در این مصاحبه شرکت کردم این است که دوباره در این مورد حرف بزنیم، در نشریه شما منعکس شود، نمایندگان مجلس و دولتمردان و سیاستمداران و مدیران ما بخوانند و بدانند این شکل پمپاژ پول به فوتبال غلط است. این پول حق کارگرانی است که در کارخانه‌هایشان زحمت کشیده‌اند. کارگران که در بخش کک‌سازی ذوب‌آهن کار می‌کنند اغلب سرطان می‌گیرند. این پول حق بچه‌های آنها است.

آن وقت 500 میلیون می‌دهیم به فلان بازیکن که چه بشود؟ بدبختی اینجا تمام نمی‌شود. از وقتی این‌گونه پول به فوتبال پمپاژ کرده‌ایم، فوتبال‌مان هم ضعیف شده است. فوتبال ما قبل از اینکه این گونه پول خرج شود قهرمان آسیا بود، به المپیک هم می‌رفت. الان که اینها را هم نداریم. 32 یا 36 است که المپیک نرفته‌ایم. سال‌هاست که در آسیا قهرمان نمی‌شویم و در باشگاه‌های آسیا هم پس از پاس که در اوایل دهه 1370 قهرمان شد، هیچ قهرمانی نداشته‌ایم. عیب ما این است، از وقتی این پول‌های یامفت را خرج کرده‌ایم هیچ نتیجه‌ای هم نگرفته‌ایم. اگر این پول را در دوومیدانی، تیراندازی، شنا و... خرج می‌کردیم شاید موفقیت‌های ما خیلی بالاتر از اینها بود. یک روزی دولت و سازمان تربیت بدنی ما باید محاسبه کنند که چقدر در بسکتبال هزینه کردند و قهرمان آسیا شدند؟ برای این والیبال ما چقدر خرج کرده‌ایم که نوجوانانش قهرمان جهان می‌شود؟ برای کشتی چقدر خرج کرده‌ایم که تیم ذخیره‌های ما برای بیستمین بار قهرمان آسیا می‌شود؟ حال ببینیم این 250 میلیارد را در فوتبال خرج کردیم، برای کدام قهرمانی و افتخارآفرینی؟ که یک بازی در سال بین پرسپولیس و استقلال برگزار کنیم 100 هزار نفر را به ورزشگاه بکشیم (البته من نمی‌فهمم چرا می‌گویند 100 هزار نفر زیرا گنجایش امروز ورزشگاه آ‌زادی با صندلی‌ها 86 هزار نفر کامل است) و این ‌آدم‌ها بیایند، فحش بدهند و بروند و فوتبال تمام.

*برای ورود باشگاه‌های ما به لیگ قهرمانان آسیا، باید باشگاه‌هایمان را خصوصی می‌کردیم. اینها صوری خصوصی شده‌اند. رفتند و زیرمجموعه شرکت‌های اقماری کارخانه‌ها شدند. پرسپولیس و استقلال در لیگ قهرمانان شرکت می‌کنند اما کاملاً دولتی‌اند. اتفاقاً می‌خواهم بدانم چگونه خصوصی‌سازی کرده‌ایم و دولت همچنان هزینه می‌کند و هر سال هم بیشتر؟

دروغ می‌گوییم. اگر این کار را کرده‌ایم هم به AFC دروغ گفته‌ایم و هم به ملت و هم به سازمان‌های نظارتی. خصوصی یعنی اینکه دولت از منابع‌اش برای این موارد هزینه نکند. در مملکتی که بخاری یک کلاس منفجر می‌شود و 13 دانش‌آموز می‌میرند، خیانت است 700 میلیون پول از بیت‌المال را به بازیکن فوتبال بدهیم. این پول باید به خزانه واریز شود که خرج آموزش و پرورش‌مان شود، خرج بیمارستان‌ها و بهداشت عمومی شود، خرج راه‌های کشور شود که قتلگاه مردم شده است. این 700 میلیون‌ها را می‌دهیم، آن وقت معلم‌مان حقوق‌اش را نمی‌گیرد، یا دیر می‌گیرد، پرستارمان مشکل دارد، کارگرمان گله‌مند است و... این اول ظلم به کارگران کارخانه‌هایی است که 8 یا 10 میلیارد تومان را از منابع آنها برداشت می‌کنیم و دوم ظلم به مردم ایران است. یکی از دوستان و همکاران سابق من، یعنی آقای رضاییان که قبلاً مدیرعامل باشگاه فولاد بودند و امروز قائم مقام‌اش، در جایی جواب دادند که این پول کارخانه ما است. سوال می‌کنم این کارخانه با چه پولی ساخته شده است؟ در این پول همان‌قدر که مردم خوزستان سهم دارند، مردم سیستان و بلوچستان، خراسان و هرمزگان هم سهیم هستند. حالا اگر این کارخانه سود می‌کند باید به آنها هم برسد.

با این چند ده میلیارد و چند صد میلیارد، حق این است که اماکن ورزشی برای مردم ایران بسازیم یا به چند بازیکن بدهیم که زیر توپ بزنند و آخرش معلوم نباشد چه نتیجه‌ای گرفته‌ایم؟ این لیگ ما دو روز پیش تمام شد. شما بفرمایید چه نتیجه‌ای از برگزاری این لیگ گرفته‌ایم؟ برای چی؟ موضوع چه بود؟ وقتی لیگ برتر انگلیس تمام می‌شود چلسی تراز مالی می‌دهد که مثلاً 30 میلیون یورو تراز مالی‌ام مثبت بوده. منچستر می‌گوید اگر قهرمان می‌شدم سودم اینقدر می‌شد، حالا اینقدر است. یک بار هم ما بگوییم که چه شد و چه کردیم؟ فقط آمده‌ایم مثلاً مردم را خوشحال کنیم؟ خب مردم را با چیزهای بهتری می‌توانیم خوشحال کنیم. آیا مردم ناراحت می‌شوند اگر دولت بگوید من می‌خواهم دو هزار زمین فوتبال استاندارد بسازم برای مردم؟ شرط بگذاریم تا سال 1390، پنج هزار زمین فوتبال برای مردم بسازیم. از کدام محل؟ با 50 میلیارد تومان از 250 میلیارد.

*آقای محرابیان، وزیر صنایع گفته‌اند تیم‌های صنعتی نگران نباشند، کمک وزارت همچنان ادامه‌دار است.

/ 1 نظر / 13 بازدید
mojtabah

سلام، یا آخرش خودمون به خودمون بمب اتم می‌زنیم و نابود می‌شویم و یا اسرائیل ما ر ا نابود خواهد کرد. تا الان چند بار انفجارات در نیروگاه اتمی‌ رخ داده است. این بمب بی‌ صاحب مایه بدبختی ما شده و مایه نابودی ما خواهد شد. مگر چند تا موشک اتمی‌ داریم که به اسرائیل بزنیم. آخرش اونها بیشتر از ما دارند. البته مطمئنم آقایان در آن هنگام در پاریس و لندن خواهند بود در ضمن دشمن اصلی‌ ما همین عربهای دورو ور مون هستند. عربستان، عراق، کویت، بحرین همه اینها دشمن ما هستند. این پروژه اتمی‌ باعث فقر ما شده و باعث مسکوت شدن چندین پروژه‌های دیگر شده. چین و روسیه با این همه بمبهای اتمی‌ گوهی نخوردند حالا ما گوه کی‌ را می‌خواهیم بخوریم ، خدا میدونه. «والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»