پرسپولیس: هشت سال، هشت مدیر، هشت سال، 10 سرمربی

این مقاله را برای روزنامة اعتماد نوشته بودم، ولی با تعطیلی اعتماد، در سالنامة 1388 روزنامه بهار منتشر شد.

 

خواهش می‌کنم عنوان این نوشته را دوباره بخوانید و به مضمون آن بیندیشید. واقعیتی که در عنوان این نوشته نهفته است عمق فاجعه‌یی را نشان می‌دهد که هشت سال است پرسپولیس به آن دچار شده است. این واقعیت یعنی عدم ثبات، یعنی تزلزل، این یعنی مالک این باشگاه (دولت) سرگشته است و نمی‌داند با این گلوله آتشین که بدون هیچ ضرورتی آن را به دست گرفته است، چه کند.

آقای حبیب کاشانی (سرپرست کنونی باشگاه پرسپولیس) پس از شکست چهار بر یک پرسپولیس در برابر تیم فوتبال شاهین بوشهر گفته‌اند ما آقای دایی را با برنامه به تیم پرسپولیس آورده‌ایم و از او حمایت کامل می‌کنیم. از دیدگاه من مشکل پرسپولیس مشکل فنی نیست. علی دایی کوچک‌ترین تقصیری ندارد. همان طور که کرانچار و مربیان دیگری که پیش از او در پرسپولیس به کار گرفته شدند، مقصر نبودند. علی دایی در شرایطی  که قایق پرسپولیس در توفان سهمناکی گرفتار شده فداکارانه قبول مسوولیت کرده و حیثیت خود را به خطر انداخته است. من برای او موفقیت آرزو می‌کنم و امیدوارم حضور او نقطه پایانی بر تغییرات ویرانگری باشد که پرسپولیس دچار آن شده است. ولی آنچه قصد دارم به آن بپردازم این است که مشکل پرسپولیس حتی مدیریتی نیست، باید یک رده به جلوتر یا بالاتر برویم و ریشه مشکلات پرسپولیس را در آنجا بیابیم و پیش از آن از مقامات دولت و تربیت بدنی در سال‌های 1380 و 1381 بپرسیم که آقایان! می‌بینید تصمیم غلطی که در اواخر سال 1380 گرفتید در این هشت سال چه فاجعه‌یی به بار آورده است؟ آیا وجدان‌تان شما را راحت می‌گذارد؟ پرسپولیس هیچ وقت اینقدر ناکام نشده بود.

اجازه بدهید به خوانندگان محترم و کسانی که امروز مقدرات پرسپولیس به دست آنان است، عرض کنم از سال 1372 تا خرداد 1381 که پرسپولیس غیردولتی بود به پنج قهرمانی در لیگ دست پیدا کرد، یک بار هم قهرمان جام حذفی شد، سه بار هم در قهرمانی باشگاه‌های آسیا سوم شد، یک سال هم چون 9 بازیکن تیم ملی از پرسپولیس بودند، فدراسیون فوتبال اجازه داد پرسپولیس از لیگ خارج شود. در آن سال هم (سال جام جهانی 1998) پرسپولیس اگر در لیگ می‌ماند، قطعاً قهرمان می‌شد.

حالا ببینیم از ابتدای سال 1381 که این تیم را به زور و ضرب و بدون کوچک‌ترین دوراندیشی، دولتی کردند این تیم چه مقام‌هایی به دست آورده است. یک بار قهرمان و در سال‌های دیگر سوم، چهارم، پنجم تا نهم. واقعاً باعث خجالت است. شرمندگی و عذاب وجدانش مانده است و می‌ماند و در تاریخ ورزش ایران نوشته می‌شود به پای کسانی که این تیم غیردولتی را دولتی کردند و این بلاها را به سرش آوردند.

در همین هشت سالی که پرسپولیس دولتی شده بعد از من که آخرین مدیرعامل غیردولتی بودم اینها مدیرعامل شده‌اند:

1- علی پروین (سرپرست)

2- اکبر غمخوار

3- حجت‌الله خطیب

4- محمدحسن انصاری‌فرد

5- حبیب کاشانی

6- داریوش مصطفوی

7- عباس انصاری‌فرد

8- حبیب کاشانی (سرپرست).

سوال: آیا یک بقالی کوچک را می‌شود با این همه تغییرات اداره کرد؟ چه کسی مسوول این وضعیت است؛ هشت سال، هشت مدیر.

حالا اثر تغییرات پی در پی مدیران را در تغییرات شتابان سرمربیان ببینید.

هشت سال، 10 سرمربی:

1- علی پروین (دو بار)

2- راینر زوبل

3- بگوویچ

4- آری هان

5- دنیزلی

6- افشین قطبی (دو بار)

7- وینگادا

8- افشین پیروانی

9- کرانچار

10- علی دایی.

10 مربی در هشت سال. از رئیس سازمان تربیت بدنی که همه‌کاره دولت در این باشگاه هستند، می‌پرسیم: آیا این وضعیت درست است؟ این وضعیت ریشه در کجا دارد؟ و بفرمایید بازیکنان این تیم چگونه می‌توانند خود را با این تغییرات پی در پی هماهنگ کنند؟ تغییر هر مدیر و هر مربی تمامی تمرکز بازیکنان را به هم می‌ریزد. نتایج این هشت سال (جز یک سال) درستی نظر من را تایید می‌کند. آلمانی‌ها می‌گویند درخت را از میوه‌اش می‌شناسند. موفقیت یا عدم موفقیت یک تیم را با قهرمانی‌اش می‌سنجند.

اینها که عرض کردم واقعیت‌هایی غیرقابل انکار هستند ولی یک واقعیت تلخ دیگر هم داریم. در این هشت سال برای این مجموعه بی‌ثبات و طبعاً بی‌نظم و بدتر از همه ناموفق، میلیاردها تومان از اعتبارات دولت هزینه شده است. من واقعاً می‌ترسم عددی را که بر اساس اطلاعات خودم برآورده کرده‌ام در اینجا بیاورم ولی کمتر از این نیست که بگویم هشت سال، 20 میلیارد تومان. آقای مهرعلیزاده و آقای علی‌آبادی و آقای سعیدلو بفرمایند نتیجه این هزینه کردن چه بوده است؟ این پول را با کدام برنامه هزینه کردید؟ با کدام هدف و حالا که به هدف نرسیده‌اید چه می‌خواهید بکنید؟ می‌خواهید ادامه بدهید؟ اگر هر کدام از شما در بخش خصوصی مدیر بودید آیا صاحبان سهام یک دقیقه به شما اجازه ادامه مدیریت می‌دادند؟ و باز هم این واقعیت تلخ که بسیاری از مدارس ما ابتدایی‌ترین وسایل آموزشی و کمک‌آموزشی را ندارند. با این 20 میلیارد تومان می‌توانستید دست‌کم دو هزار مدرسه را تجهیز کنید. می‌توانستید دست‌کم 50 مدرسه جدید بسازید. می‌توانستید حداقل یکصد کتابخانه عمومی بسازید. می‌توانستید برای تمام بیمارستان‌های دولتی این سرزمین دارو و تجهیزات تکمیلی بخرید. می‌توانستید...

و سوال دیگری از آقایان غفوری، هاشمی‌طبا و مهرعلیزاده: آیا از 1372 تا پایان 1380 دولت (به هر نام، به هر شکل) دیناری به پرسپولیس کمک کرد؟ مدیران آن سال‌های پرسپولیس (آقای حسین محلوجی، آقای امیر عابدینی و مدتی هم صاحب این قلم) یک ریال از دولت نگرفتند، و هر چه هم کمک قانونی دولتی گرفته بودند به شهادت بازرسی کل کشور، تا دینار آخر را پس دادند و تیم پرسپولیس را در هشت سال، پنج بار قهرمان ایران کردند. و روزی هم که دولت، در زمانی که آقای مهرعلیزاده رئیس سازمان تربیت بدنی بودند، به ناحق و ناروا مالکیت این باشگاه را به خودش منتقل کرد، ما یک ریال هم بدهی نداشتیم ولی در هشت سال اخیر، بند ناف پرسپولیس به دولت وصل شده و هرچه می‌گیرد، باز هم کم دارد و باز هم بدهکار است. هر روز هم یک حکم از فیفا می‌آید که فلان مقدار به این و آن بدهید. یعنی پول حاصل از فروش خون ‌این ملت (نفت را می‌گویم) برای سوءمدیریت‌های آقایان به هدر می‌رود.

و این زنجیره بدهکاری‌ها باز هم ادامه دارد. تمام‌ناشدنی است. کسی دلش به حال مال دولت نسوخته است. این را تاریخ می‌گوید:

از دیدگاه من، دولت هشت سال تجربه زیانبار و ناموفق را دارد. پرسپولیس باثبات و قهرمان که تا 9 بازیکن هم به تیم ملی داد (9 نفری که اکثریت آنان بازیکن ثابت تیم ملی بودند) امروز شده است مجموعه‌یی سرگردان، متزلزل و بی‌ثبات. نتیجه این وضعیت، تغییر مدیران و نتیجه تغییر مدیران، تغییر سرمربیان است که قطعاً خود آقای حبیب کاشانی بهتر از همه می‌دانند پشت صحنه تغییر مربیان (خارجی‌ها را می‌گویم) چه می‌گذرد من با کرانچار و وینگادا صحبت کرده‌ام.

پرسپولیس امروز هم وضعیتی ندارد که دلسوزان آگاهش را آرام کند. آقای کاشانی که با عنوان «سرپرست» سکان هدایت این تیم را در دست دارد، خود می‌داند «سرپرست» یعنی چه. یعنی «موقت». بنابراین تغییر دیگری در راه است. و در این وضعیت معلوم نیست چرا دولت تکلیف را روشن نمی‌کند. اگر می‌خواهید «فوتبال دولتی» را ادامه بدهید، درست ادامه بدهید. برای این باشگاه هیات‌مدیره کامل بگذارید و به هیات‌مدیره اجازه بدهید مدیرعامل تعیین کند. یا خودتان مدیرعامل تعیین کنید. از هیات‌مدیره و مدیرعامل برنامه بخواهید و اگر آن برنامه‌ها را تایید کردید، اجازه دهید کارشان را انجام دهند. اگر هم در این 72 میلیون نفر جمعیت این مملکت نمی‌توانید یک نفر مدیرعامل پیدا کنید، آقای کاشانی را از شورای شهر درآورید تا تمام‌ وقت خود را، با تمرکز کامل، بگذارد برای پرسپولیس و قال قضیه را بکنید. مدیر بگذارید؛ مسوولیت بخواهید.

در این سرزمین انسان‌های فهیمی هستند که 50-40 سال است با آگاهی و علاقه روشن و ریشه‌دار، به پرسپولیس (به هر نام که باشد: شاهین، پیکان، پرسپولیس، پیروزی) دلبستگی دارند. آنها انگشت حیرت به دندان گرفته‌اند. آیا هشت سال آزمون و خطا کافی نیست؟ پرسپولیس در هیچ مقطعی به اندازه هشت سال اخیر کارنامه ناموفق نداشته است. این هشت سال، هشت سالی است که پرسپولیس دولتی شده است. دولت در اداره کردن این باشگاه «مردود» شده است. به فرض قبول حقانیت فوتبال دولتی نیز دولت در پرسپولیس ناموفق بوده است و عقل و منطق به دولت می‌گوید که ادامه این راه نه توجیه شرعی دارد، نه توجیه منطقی دارد، نه توجیه مالی دارد و نه حتی توجیه سیاسی. آیا به یادتان هست در همین ورزشگاه آزادی برخورد تماشاگران با مدیران منتخب دولت چگونه بوده است؟ آیا دولت همه کارهای اساسی‌اش را انجام داده و منابع مالی و وقت اضافی دارد که این وضع را ادامه دهد؟ هشت سال عدم موفقیت کافی نیست به شما ثابت کند در پایان سال 1380 تصمیم غلطی گرفته شده و هشت سال هم آن تصمیم غلط ادامه پیدا کرده است؟

تا اینجای لیگ که آمده‌ایم پرسپولیس برای 23 بازی از 69 امتیاز ممکن فقط 34 امتیاز گرفته است؛ یعنی حتی 50 درصد امتیازها را کسب نکرده. این فاجعه است.

پرسپولیس را به خانه اصلی‌اش و به صاحبان اصلی‌اش برگردانید. آنها بسیار موفق بودند و شما بسیار ناموفق هستید.

 

/ 0 نظر / 8 بازدید