پنجمین دورهی جایزهی مهتاب میرزائی
نگاهنو شمارة 89 (بهار 1390) منتشر شد
هشتادونهمین شمارة نگاهنو منتشر شد. این شماره با مقالهای از آیزایا برلین آغاز میشود با عنوان «تاریخ روشنفکری روسیه»، به ترجمة عزتالله فولادوند. بخش «چهرهها» در این شماره به زندهیاد ایرج افشار اختصاص داده شده است با دو مقاله: «ایرج افشار: پویندهای از تبار بیهقی» به قلم فخرالدین عظیمی، و «37 یادمانده از ایرج افشار» به قلم سیّد فرید قاسمی.
در بخش «مسائل اجتماعی» ابتدا مصاحبه با شهیندخت خوارزمی آمده است با عنوان «دیدار با بانوی امید»، و سپس مقالهای با عنوان «نظام تدبیر جامعهای منضبط در شرایط بحرانی» دربارة رویدادهای پس از سونامی و زلزلة ژاپن و تصمیمات دولت آن کشور. نویسندة این مقاله بایزید مردوخی است. هشتمین بخش از سلسله مقالههای محمد دهقانی، زیر عنوان «یادداشتهای پکن» و نوشتههای خانمهای اصفهانی باعنوان «داستان ازدواج من» که گردآوری و تنظیم آنها را نفیسه نفیسی انجام داده مطالب دیگر بخش مسائل اجتماعی این شمارة نگاهنو است.
در بخش تاریخ این شماره مقالهای آمده است دربارة اندیشههای فرنان برودل، با عنوان «فرنان برودل: تاریخنگار بزرگ فرانسوی» به قلم هاشم صالح، به ترجمة سیداحسان موسوی خلخالی؛ و در بخش «تحلیل و نقد»، مقالة مفصل و ریزبینانه و انتقادی فخرالدین عظیمی را میخوانیم با عنوان «شاه در پیشگاه تاریخ» دربارة کاستیها و ایرادهای کتاب The Shah نوشتة عباس میلانی.
در بخش ادبیات و هنر آثاری از ری برادبری، پرویز دوایی، وجیهه رضوانی، مرضیه مالمیر، گور ویدال، حسن کامشاد، جلیل دوستخواه و شاهین سپنتا به چاپ رسیده است. در بخش اسناد، سندی میخوانیم مربوط به دورة علیاکبر داور، با یادداشتی از هاشم بناءپور. کتاب مردجهانی از بیرجند، نوشتة حسن گنجی، را فرهاد طاهری معرفی کرده است. «تازههای کتاب» را به قلم مهشید جعفری میخوانیم و «دنیای موسیقی» را به قلم سیدابوالحسن مختاباد.
بخشهای پایانی نگاهنو شمارة 89 اختصاص دارد به یادداشتی به قلم بابک احمدی با عنوان «آخر بهار» به یاد امیرحسین جهانبگلو، و یادداشتی به یاد دکتر جهانشاه درخشانی به قلم هنگامه ایرانی، و یادداشتی به یاد ناصر نیّرمحمدی. گزارشی هم از «ورلد پرس کارتون» 2011 آمده است با عنوان «بگذار دنیا بخندد!». در این گزارش خبر موفقیت حسن کریمزاده و نگاهنو را میخوانید. «نامه به نگاهنو»، «20 سال با نگاهنو» و «خبرسازان»از دیگر مطالب نگاهنو شمارة بهار 1390 است و پایان بخش این شماره، کاریکاتوری است از حسن کریمزاده.
چهارمین شمارة انتقاد کتاب با نوشتههایی از مهشید جعفری، محمد دهقانی، علیرضا اکبری، محسن فرجی، فرشاد مزدرانی، غلامحسین صدریافشار، نگار مفید، م. ع. آتشبرگ، آبتین گلکار، علیرضا کیوانینژاد، و رضا زنگیآبادی ضمیمة رایگان این شمارة نگاهنو است.
نگاهنوشمارة 89 در 132 صفحه، به بهای 4000 تومان، از روز دوشنبه 30 خرداد 1390 در روزنامهفروشیهای تهران و از روز سهشنبه 31 خرداد 1390 در کتابفروشیهای تهران در دسترس شماست.
پنجمین دورة جایزة مهتاب میرزائی
مراسم توزیع جایزة مهتاب میرزائی (پنجمین دوره)، از ساعت 18 تا 20 روز جمعه 17 تیرماه 1390، در مرکز همایشهای بینالمللی رایزن برگزار میشود. شما هم دعوتید، تشریف بیاورید.
توضیحات بیشتر درباره این جایزه را بعداً خواهم داد.
مرگ سنگربان
ناصر حجازی، یکی دیگر از بازیگران عصر طلایی فوتبال ایران، درگذشت. کنفدراسیون فوتبال آسیا او را به عنوان دومین دروازهبان برتر فوتبال آسیا در سدة بیستم میلادی برگزیده بود. او در تیم «نادر» تهران چهره شد و قدیمیهای فوتبال حتماً به یاد دارند که رایکوف یوگوسلاو که برای مربیگری تیم فوتبال تاج و تیم ملی به ایران آمده بود، در اوایل نیمة دوم دهة 1340 او را کشف کرد و به سرعت به تیم ملی برد. در اولین مسابقهها تعداد گلهایی که میخورد 4 تا و 5 تا و ... بود ولی رایکوف عقب ننشست چون در حجازی استعداد دروازهبانی در سطح عالی را میدید. حجازی زیر نظر رایکوف آموزش دید تا جایی که دروازهبان بدون رقیب تیم ملی فوتبال ایران شد و با تیم تاج (استقلال امروز) و تیم ملی ایران افتخارات و مقامهای بسیاری به دست آورد. به المپیک و به جامجهانی هم رفت و درخشید.
ناصر حجازی از جمله بازیکنانی بود که به فوتبال اکتفا نکرد، بلکه تحصیلات را نیز ادامه داد. در اواخر دهة 1340 دانشجوی مدرسة عالی ترجمه بود و در تیم فوتبال این مدرسة عالی بازی میکرد، ولی نه به عنوان دروازهبان، بلکه در خط حمله.
فوتبال ورزشی است با تماشاگرانی گاه معصوم و ناآگاه به پشت پردههای فوتبال، و همگی هیاهودوست و نتیجهخواه، و گاه بیوفا و دنبالهرو؛ با مدیرانی که، گذشته از سیاسیکاریهایشان، بیش از اینکه پیرو عقل باشند دنبالهرو احساسات مهارگسیختة تماشاگرانند. هر کس که میخواهی باش، باید نتیجه بگیری وگرنه آن دسته از تماشاگرانی که «اهل کوفه» را به یاد آدمی میآورند، و خواسته و ناخواسته دستآموز و گاه اجیر میشوند، در ورزشگاه حیثیتت را به باد میدهند، و اگر دستشان برسد سنگبارانت هم میکنند! هنگامی که تیم استقلال در دیدار نهایی جام باشگاههای آسیا (سال ؟ ) بازی را باخت، ناصرخان نازنین که در آن روزها سر مربی استقلال بود مورد بیمهری و تازش تماشاگران نتیجهدوست قرار گرفت. آن روز یکی از روزهای تلخ زندگی ورزشی ناصرخان حجازی بود. و امروز یکی از روزهای تلخ زندگیماست که با یکی دیگر از اسطورههای باشعور و فهمیدة فوتبالمان، که بدبختانه تعداد «باشعور و فهمیده»هایش بسیار کمشمار است، وداع میکنیم. چه خوب میشد اگر وقتی تابوتش را بر سر دست میگیرند و برخی، ریاکارانه و به نرخروز، شال سیاه برگردن و اشکریزان بدرقهاش میکنند، ناصرخان در میان تابوت میایستاد و با انگشت منافقانی را نشان میداد که در حیات ورزشی و اجتماعیاش او را ناجوانمردانه آزردند ولی امروز اشک تمساح میریزند. و کاش آن نان به نرخ روزخورها و کاسهلیسانی را که همواره از آنان گریزان بود، از میان صف عزادارن بیرون میکرد، تا در آخرین لحظاتی که نسیم جانبخش بهاری بر پیکر بیجانش میوزد، فضای پیرامونش را با حضور خود نیالایند.
چهارمین دوره جایزه مهتاب میرزائی برگزار شد
مراسم اهدای جایزهی مهتاب میرزایی پنجشنه شب (٢۴/۴/٨٩) در مرکز همایشهای رایزن برگزار شد
سپاسگزارم از همکاران محترم و دوستانی که قبول زحمت فرمودند و تشریف آوردند و به امید اینکه در مراسم سال آینده همه ی عزیزان را زیارت کنم.
خبر مراسم را در سایتهای ایسنا، مهرنیوز، ایبنا و همشهری آنلاین میتوانید ببینید:
http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1574914&Lang=P
و
http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=1117456
و
http://www.ibna.ir/vdcbaabz.rhbs5piuur.html
و
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=119398
← صفحه بعد

نظرات ()
